جیگر مامانیجیگر مامانی، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 25 روز سن داره

هيچي و همه چي

فاطمه

نمیدونم با فاطمه چطور کنار بیام.   نمیدونم من کم صبرم که میدونم هستم   و با اون سخته. تقریبا کچچچچل شدم از دستش.  فففففووووق العاده حرف گوش نکنه...  حالا یا طبیعیه یا...    نمیدونم چرا انقدر بچه های من شیطونن.  زینب هم به پای اون نمیرسه ولی اینم بلاست. خوبیش اینه که یخرده خرف  گوش کن تره...  زودتر هم کنار میاد. فاطمه ول کن نیس... برم بخوابم
25 فروردين 1396

زینب در یکسال و چهار ماهگی

در یک کلام  سهل و شیرین و تپل و تو دل برو... اصن عاشقششششششم بد جور. خیلی با فاطمه فرق داره. صبح ها 10 پا میشه. ساعت 2 تا سه و نیم اینا میخوابه و شبا هم دیگه 11 به بعد خوابش میگیره. یا ببه میخواد . یا دد..  و یا   نانا کلماتی که میگه بابا (جالبه اول گفت بابا)   یعنی در لصل اول گفت ددون     که الان میدونیم ددون یعنی فاطمه!   مامان   ...  دد      ب به       آدون = ددون = آجی      اومممد      یف(رفت)       بیا      نانا(یعنی یه چیزی بزارین من باش برقصم) یه دم هم تلفنو بر میداره میگه  بابا بی...
25 فروردين 1396
1